درباره كتاب 'شکلاتی، خرمالویی (مجموعه "قصهای که دوستش دارم")':
کسری یک شکلات برمیدارد و ملچ ملچ آن را میخورد. سر و صورت کسری شکلاتی شده، برای همین هم مامان به کسری میگوید که برود سر و صورتش را بشورد. اما کسری گوش نمیدهد. به جایش به سراغ یک خرمالو میرود و شروع به خوردن آن میکند. با خورده شدن خرمالو حالا دست و پای کسری هم خرمالویی شده. مادر به او میگوید که برود حمام تا تمیز شود. اما باز هم کسری میگوید "نه!" پس مادر کسری را میگذارد توی حمام و در را روی او میبندد. کسری توی حمام شروع به آببازی میکند و وقتی چشماش به درپوش کف حمام میافتد، آن را میگذارد تا آب کف حمام جمع شود. خودش هم میرود و توی یک لگن مینشیند و روی آب شناور میشود. مادر که متوجه میشود آب از زیر در حمام بیرون میزند به سراغ کسری میرود. اما تا در حمام را باز میکند آب از توی حمام به داخل خانه میریزد و همهی اسباب خانه روی آب شناور میشوند ...